تنظیمات استایل سایت

انتخاب نوع نمایش

  • Full
  • Boxed

انتخاب رنگ

  • skyblue
  • green
  • blue
  • coral
  • cyan
  • eggplant
  • pink
  • slateblue
  • gold
  • red

بررسی مشکلات الگوی رفتاری کمالگراها

بررسی مشکلات الگوی رفتاری کمالگراها

در دام ترین بودن

بررسی مشکلات الگوی رفتاری کمالگراها

 

«ثریا سادات حسینی روانشناس مشاور خانواده»

 

انسان موجودی هدف گراست زندگی با اهداف کوچک و بزرگ دارد این اهداف هستند که انگیزه حرکت و رفتارهای ما می شوند گاهی رفتار و الگویی که برای رسیدن به اهداف  تعیین می کنیم و در این مسیر  ساختارشکنی های انگیزشی باعث شکل گیری الگوی رفتاری مخرب کمال گرایی یا کمال طلبی می شود.

یک محقق دانشگاه جان هاپکینز بنام دکتر پارکر تعریف ساده ای از کمال طلبی دارد بنا بر تعریف او:” انسانهای کمال طلب فشار دائمی برای حرکت به سمت هدفهای غیر قابل دستیابی در درون خود احساس می کنند و آنها ارزش خودشان را با کارایی و دستاوردهایشان می سنجند”.

ذهن افراد کمال گرا همیشه درگیر کسب تایید از دیگران، نمایش ارزش خود و عملکرد بی عیب و نقص داشتن است. تکرار چرخه معیوب افکارشان که چگونه می توانند بهترین باشند و چگونه باید باشند زندگی آنها را سخت می کند. با ترس همیشگی معمولی بودن و بخاطر ” ترین ” شدن بهترین فرصت های زندگی و لذت ها را از خود می گیرند. آنها ناراضی و درجا زده با رویای ” ترین شدن” گاهی دستاوردی ندارند و دچار اهمالکاری  می شوند . اگر موفقیتی هم داشته باشند از آن ناراضی هستند و عقیده دارند می توانست بهتر ازین هم باشد .

کمالگرایان وسواسی هم آنقدر به جزئیات توجه می کنند  و وقت می گذارند که حس بهترین را بدست بیاورند و نهایتا هدف کار شان را فراموش می کنند .

امروزه کمال گرایی تبدیل به یک مسئله مهم و مشکل ناشناخته درجامعه شده است . کمال گرایی یک ویژگی گمراه کننده است .

سطح انتظارات بالا داشتن از خود یا دیگران ، نوعی سختگیری در کارها که به تمام جنبه های زندگی  ما وارد شده است . توقع بهترین بودن از خودمان ، فرزندان یا کارکنان و اطرافیان که بصورت باید و اجبار درآمده است . باور کمال خواهی برای فرد استرس آور است که در روابط اجتماعی اکثرا باعث رقابت نادرست ، بلندپروازی ، عصبانیت و غیر قابل انعطاف بودن و سلطه گری می شود و با ادامه داشتن شدت پیدا کردن منجر به اختلالات رفتاری  می شود. دکتر توماس کوران استاد دانشگاه bath به همراه دکتر اندرو پی هیل پژوهشی را انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که کمال گرایی دلیل اوج گرفتن بیماریهای روانی جدی اخیر است نسل جدید جوانان از خود توقع بیشتری دارند و این تصور را دارند که دیگران هم از آنها توقع بیشتری دارند . بیشترین نوع کمال گرایی نوع جامعه مدار است .

مشکل اشتباه گرفتن پیشرفت و ارتقا تخصصی با مرکز توجه بودن و بهترین شدن است . باور کمال طلبی باعث تلاطم و چالش بازی هایی شده است که از دنیای مجازی گرفته تا مجالس پرزرق و برق اجناس لوکس همه متاثر از بهترین شدن است . حتی محیط های کاری کلاسها و دوره های متعدد رقابتهای ناسالم کاری رفتارهای سلطه گریانه و انتظارات زیاد مدیران را از تاثیرات آن در جامعه می بینیم.

داشتن اهداف یا استاندارد های بالا در همه جوانب زندگی و اجبار در رسیدن به آن با سختگیری و انعطاف ناپذیری منجر به کمال جویی می شود . کمال طلبی در بدترین حالت به افسردگی ، وسواس ، استرس شدید ، اضطراب مشکلات ارتباطی اعتیاد به الکل ، اختلال خوردن و بسیاری از مشکلات مربوط به سلامتی می شود . تاثیراتی همچون ناکامی ،عزت نفس پایین ،اهمال کاری، عادات وارسی ،عصبانیت و ناخشنود از تاثیرات رایج آن می باشد .

فرد کمالگرا زمانی که در کارهایش بیشترین وقتش را به جزئیات می پردازد و با سختگیری وارسی کردن زیاد به سوی وسواسی شدن می رود .

عمیقترین نیاز کمال گراها نیاز به کنترل است که مطمئن شوند همه چیز درست بی نقص پیش می رود با این کارخسته و ناامید می شود . بخاطر دریافت نکرد تایید و تشویقی مایوس وغمگین می شود .بی انگیزه شدن و اهمال کاری دستاوردی برایش نمی گذارد. تداوم این عزت نفس پایین و خستگی و احساس بی ارزشی بعد از شکست هایش او را بسوی افسردگی و اعتیاد می کشاند .

شخصی را در نظر بگیرید که  مدیر شرکتی است و بدنبال رقابت در کارش و در خانه آشپزی و نظم و ترتیب داشتن  و در زمینه های ورزشی فعالیت دارد همینطور  علاقمند فعال در آهنگسازی  وموسیقی هم باشد و حالا درکنار فعالیتهای دیگرش قصد دارد آهنگی را بسازد که با آن در زمینه موسیقی مطرح شود  ، روزها بر روی ساخت آن سخت کار می کند با وسواس و سختگیری افراطی مینویسد و گوش می دهد ولی با  نارضایتی دوباره تغییر و اصلاح می کند تا احساس بهتری داشته باشد  ولی روند کار پیش نمی رود و او با خستگی و سرزنشگری از خود در آخر بی انگیزه می شود چون  برای ادامه کارش تشویقی نمی گیرد و آنرا به بعد موکول می کند بعدی که ممکن است وجود نداشته باشد. در مقابل این فرد آهنگساز موفقی را می بینیم که با ثبات و سطح انتظار متناسب از خود، تمرکزش را فقط بر روی این کار می گذارد و با علاقه کار را شروع می کند و ترسی از معمولی شدن کار ندارد درنهایت کاری را ارائه می دهد این کار حتما مورد تشویق قرارمی گیرد. از انتقاد نمی ترسد و از آن کمک می گیرد دوباره آهنگی دیگر را شروع میکند و همینطور با انگیزه و رضایت و ثبات قدم پیش می رود تا موفقیت ها و دستاوردهایی در نهایت برای تلاشش کسب کند. فرق تلاش و معیار افراد کمال گرا و افراد موفق در اینجا مشخص می شود

افراد موفق در یک یا دو زمینه فقط فعالیت می کنند واقع بینانه هدف تعیین می کنند ارزششان بجز رسیدن به هدف ، لذت بردن از مسیر حرکت بسوی هدف نیز هست .پس با ثبات و بدون ترس از شکست پیش می روند.

اما فرد کمال گرا در تمام جوانب و امور زندگی انتظار بهتر بودن و بی نقص بودن را دارد و از شکست بشدت هراس دارند .اغلب ثباتی در کارها ندارند همه چیز را پرفکت و سریع و سیر می خواهند بدست بیاورند. افکار منفی و انتقاد ناپذیری آنها معمولا برایشان  مشکل ساز می شود . آنها اهداف دست نیافتنی و سطح بالا دارند بدون در نظر گرفتن توانمندی ها و شرایط خود بصورت غیرواقع بینانه استاندارد های بالایی برای خودشان تعیین می کنند .

از قانون همه یا هیچ تبعیت می کنند یعنی کاری که عالی نیست در حد مطلوب برایشان معنا ندارد خود را شکست خورده می بینند. رنج های زیادی متحمل می شوند تا کسی در موردشان قضاوت نکند.

دیوید برنز می گوید :”کمال گرایی قول خوشبختی می دهد و بدبختی به ارمغان می آورد. هراندازه برای کمال تلاش کنید بیشتر ناامید می شوید چرا که کمال گرایی فقط یک امر انتزاعی است مفهومی که تناسبی با واقعیت ندارد”.

جواحیم استوبر و همکارانش سالها برروی کمالگرایی کار کردند از نظر آنها تلاش خیلی زیاد ممکن است به هدر برود مطمئناً بدلیل خستگی زیاد و احساس غمگینی و سایر هیجانات منفی نتیجه معکوس می دهد و همینطور تلاش خیلی کم هم پیامد مطلوب ناکامی به همراه دارد.

برای هرکسی ممکن است اتفاق بی افتد که افکاری منفی سراغش بیاید ولی شدت تاثیر گذاری آن مهم است که تاثیرات آن یا وسواس فکری را بدنبال دارد یا ترس از شکست و نقص داشتن و قضاوت شدن باعث استرس و اضطراب در فرد می شود که در اکثر افراد کمالگرا اضطراب یا اختلال اضطرابی وجود دارد.

کمال گرا ها حتی دچار بیماریهایی چون اختلالات خوردن نیز می شوند بخاطر عادات وارسی و نارضایتی از اندام و ترس از چاق بودن بصورت افراطی رژیم می گیرند و از غذا خوردن اجتناب می کنند .

موضوع اجتناب نیز یوی دیگر از مشکلات آنها است آنها در بسیاری از موقعیت ها بخاطر ترس از شکست و اضطراب از موقعیت اجتناب می کنند. بطور مثال از اینکه در آزمون ورودی مردود نشوند در آن آزمون شرکت نمی کنند یا در میهمانی که فکر می کنند فرد خوشتیپ تر یا احتمالا بهتر از خودشان وجود دارد شرکت نمی کنند . این مثال برای دسته ای از کمال گریان است که اضطراب اجتماعی هم دارند بخاطر معیارهای سختگیرانه ریسک نمی کنند و از وقوع روبرو شدن با خطر شکست و انتقاد بشدت می پرهیزند چه در میدان کار یا تحصیل باشد.

روانشناس کانادایی گوردن فلت میگوید : کمالگرایی خود را به سه شکل  مشخص میکند :

  • سبک خود ارتقاء دهنده  شامل تلاش برای تحت تاثیر قراردادن دیگران بوسیله خودنمایی و به رخ کشیدن و نشان دادن کامل بودن خود.
  • اجتناب از شرایطی که ممکن است نقص آنها را نشان دهد .
  • سوم تمایل به اینکه مشکلات را نزد خود نگه دارند یعنی اینکه با دیگران مشورت نمی کنند .

کمال طلب یا افراد کمال گرا گاهی بخاطر عدم انعطاف پذیربودن و اظهار نظرهای افراطی به دیگران به عنوان فردی عیب جو و متکبر و یا سلطه گر شناخته می شوند و همچنین با توقعات زیاد و کنترل کردن ها نه فقط از خود بلکه از دیگران هم از آنها به وفور دیده می شود . آنها در کل منتقدان خوبی هستند بخصوص برای خود. افراد کمال گرا همیشه در ترس این هستند که کامل نباشند یا اشتباه یا نقصانی در کارشان فاجعه است که بر تمام ابعاد زندگی تاثیر می گذارد . بطور مثال بر این باورند که کوچکترین مشکل در پروژه بوجود بیاید موجب اخراج و طرد شدن توسط مدیر می شود و با اخراج شدن خرج تحصیل و زندگی اش را دیگر نمی تواند تامین کند.

کمال گرایی از کجا ریشه می گیرد ؟

اغلب مشکلات این افراد ریشه در کودکی ؛ سطح انتظار خانواده و نحوه رفتار والدین شان درا با آنها دارد، والدین انتقادگر با الگوهای سختگیرانه باعث شکل  گیری این ذهنیت در کودک می شوند که باید بی نقص باشم و که با این تذکرات و عدم پذیرش والدین (که او را مضطرب میکند) روبرو نشود.

یا در کودکی  بصورت افراطی سرزنش شده و خجالت کشیده اند و علت آنرا وجود کمبود ها و نقص هایی که در خود می دانند و حالا در بزرگسالی سعی دارند بهترین بود را تجربه کنند .

یکی دیگر از دلایل با هوش بودن نیز می باشد زیرا تجربه کرده اند که همیشه زودتر یاد بگیرند زودتر دریافت و تشویق شوند و به این موضوع عادت می کنند که  همیشه بهترین و اولین باشند.

تفسیر و توضیح دسته بندی آزمون کمال گرایی

سه بعد از کمالگرایی توسط فلت و هویت تعریف شده است :

۱ – کمال گرایی خود مدار

در این نوع از کمال گرایی تمرکز و فشار از جانب درون خود فرد است یعنی خود شخص خود را کم می بیند و استانداردهای رفتاری و علمی سختی را برای خودش تعیین میکند . انتقاد و سختگیریهایش بیشتر متوجه خود است در تمام حوزه های زندگی اش

دراین نوع کمال گرایی خود محور مشکل اصلی عزت نفس پایین و کمبود خودباوری فرد است و باعث اختلال افسردگی در او میشود .

۲- کمال گرایی دیگر مدار

این نوع کمال گرایی تمرکز بیرونی است . سطح انتظارات و استانداردهای بالا را از دیگران توقع دارند و تاکید دارند هر شخصی باید کامل باشد . انتظارات افراطی از اطرافیان و فرزند سلطه گری ، عصبانیت غیر قابل انعطاف بودن ، تکبر زیاد ، کنترل کردن از ویژگیهای بارز رفتارهایشان است .

اختلال شایع در این دسته از کمال گرایان خودشیفتگی است.

 

۳-کمال گرایی جامعه مدار

در این نوع کمالگرایی آنها معتقدند که دیگران ازما انتظار دارند که به معیارهای بالا و غیر قابل دسترسی دست یابیم و این معیار ها توسط دیگران به آنها تحمیل می شود کمال گرایی در این نوع خیلی قوی تر است چراکه اگر به آن دست نیابیم احساس بزرگ عدم پذیرش و طرد درما ایجاد می شود و از پیامدهای شکست و نگاه تمسخر آمیز دیگران و همینطور مورد انتقاد قرار گرفتن هراس دارند. این نوع کمال گرایی با مسائل سازگاری مثل احساس تنهایی ، کمرویی ، اجتناب ، ترس از ارزیابی منفی مرتبط است.

اختلال شایع در این سبک کمال طلبی اختلال اضطراب اجتماعی است.